گل بی‌خار

204
گر نقش غم از صفحۀ دل­‌ها نزدودیم
شادیم که رنجی به دل کس نفزودیم
از عجز اگر دست کسان ­را نگرفتیم
بر پای خسان نیز سر و روی نسودیم
چون خار به­ پای دل کس نیز نرفتیم
در باغ جهان گر گل بی­‌خار نبودیم
در بارگۀ دون فرادست سبک­سر
بر پا نستادیم و مر او را نستودیم
ای هم‌­نفس این­‌گونه میاشوب که بر ما
نفرین نسزد گر نه سزاوار درودیم
کابل، ۱۳۴۳
* «گل بی­‌خار» به دستور استاد عبدالحق بیتاب به‌­گونۀ ارتجالی در پاسخ به یکی از غزل‌­های امیری فیروزکوهی سروده شد و تأثیر این استاد را در یکی دو بیت این غزل می­‌توان دید.
نظرات

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. Accept Read More